نه بازجویی بود و نه مصاحبه

گفت‌وگوی دو سر باخت روح الله زم

[ad_1] روبه‌روی هم نشسته بودند. با سن و سالی تقریبا یکسان، اما نه بخت و اقبالی مشابه. یک نفر با خیالی آسوده و مو‌هایی تمیز و پیراهنی اتو کشیده، یک نفر پریشان ظاهر و سرنوشتی نامعلوم و چشمانی خسته. جایگاه‌شان برابر نبود، به هیچ لحاظ. یک نفر زندانی بود و دیگری اگر نگوییم زندانبان، آشنای …

ادامه مطلبنه بازجویی بود و نه مصاحبه