مزیت زندگی در یک شهر کوچک

[ad_1]

چندین سال پیش یک فرد بسیار عاقلانه به من گفت که من در نهایت سفر گسترده خواهد بود و چیزهای زیادی یاد بگیرند. او همچنین به من گفت که هرگز فراموش نمی کنم از کجا آمده ام را هرگز فراموش نکنید آنچه که در زندگی مهم است.

در آن زمان من را درک نمی کنند آنچه که او به معنای. من بزرگ شدم و هنوز هم زندگی در یک شهر کوچک در جنوب شرقی ایندیانا است. به نظر می رسید و نه ناچیز به نظر من در مورد تنها چیزی که وجود دارد مزارع ذرت و بسکتبال پرتال تخصصی اولی.

وجود دارد بسیار کمی از آنچه که ما در حال حاضر در نظر مدرن ضروریات زندگی, رستوران ها, تئاتر و غیره چیزهای بهتری در زندگی است. از آن زمان چند سال برای من در نهایت متوجه است که فرد عاقل درست بود.

بسیاری می گویند که افرادی که زندگی در شهرهای کوچک در حال باریک فکر قدیمی از مد افتاده, خیره, و بسیاری از انواع صفات منفی ما متصل به افرادی که متفاوت تر از خودمان.

داشتن زندگی در جوامع بزرگ و شهرستانها و شهرهای کوچک من پیدا کرده اند این مهم نیست که در آن شما زندگی می کنند و یا چگونه شما رشد وجود دارد فکر محدود خیره مردم در هر دو طرف راهرو محافظه کار یا لیبرال سیاه و سفید, جنس نر,غنی, فقیر,, مهم نیست. اغلب اوقات آنهایی که ادعا شخص دیگری فکر محدود است که یکی از باریک ترین فکر.

پس گفت که, وجود دارد بسیاری از مزایای زندگی در یک شهر کوچک است.

مهم ترین چیز در زندگی به چیزهای کوچک و بسیاری بر این باورند زندگی در یک شهر کوچک است که یک چیز کوچک به ذهن کوچک.

زندگی در یک جامعه کوچک به طور طبیعی شما را نگه می دارد و نزدیک به زمین نزدیک تر به طبیعت است. در این دنیا بسیاری از پایبندی آمریکا به فلسفه هند است که می گوید ما در حال از دست دادن راه ما از آنجا که مردم دیگر زندگی می کنند نزدیک به زمین و یا طبیعت است. من اعتقاد دارم که این درست است و آن این است که بدجور سخت اگر نه غیر ممکن است به زندگی می کنند نزدیک به زمین که زندگی در یک ده داستان بالا آمدن در وسط یک شهر بزرگ مطمئن شوید که شما می توانید رفتن به یک پارک و co-معاشرت با یک هزار دیگر مردم آن نیست همان که در وسط هیچ جا.

مهم ترین چیز در زندگی دوستان و خانواده و این بار ما با آنها صرف.

این فرهنگ است که به احتمال زیاد برای کشت شود در یک جامعه کوچکتر که در آن مردم زندگی می کنند نزدیک به یکدیگر و زمان و در واقع زمان را به کشت این روابط است.

من از دبیرستان فارغ التحصیل کلاس تا به حال در مجموع پنجاه و سه نفر از اعضای. برای بخش بزرگی ما باقی ماند و دید در طول سال حتی اگر بسیاری از ما در حال حاضر زندگی می کنند بسیاری از مایل از هم جدا در مناطق مختلف کشور است.

من هنوز هم در نظر آنها را به برخی از نزدیک ترین دوستان من که چیزی بیشتر که در جوامع بزرگتر می گویند بسیاری حتی نمی تواند به یاد داشته باشید یک فرد و یا آنها را دیده و از خود فارغ التحصیلی دبیرستان.

در حالی که درست است ما می توانند و اغلب دوستان در طول راه آنها نیست جای آنهایی که ما بزرگ شده و دارای بسیاری از اتصالات.

من هنوز هم دوستان مادام العمر است که در جامعه کوچک حتی اگر من نمی تواند به عقب وجود دارد تا آنجا که من می خواهم. صرف نظر از زمانی که من راه رفتن به ناپلئون میخانه و یا Osgood گراب شرکت من را در پیدا کردن دوستان مادام العمر.

که بی بها است.

[ad_2]