این Bottlenose دلفین ها به نام بوژی و باکال و شگفت انگیز خود را نجات

[ad_1]

زیر ماجراجویی گرفت در فلوریدا در سال 1995 اگر چه حافظه آن به طول انجامید کاملا وضوح در ذهن من و در قلب من.

این یک شب تاریک و طوفانی. نه واقعا این بود! آن را نیز یک شب پر از دلهره و تردید و شادی و هیجان و ترس و یک دوز سالم از غرور و افتخار است.

همچنین من 52nd تولد و یکی که من باید هرگز فراموش نکنید. هیچ هدیه مهم نیست که چگونه گران قیمت و یا منحصر به فرد می تواند در مقایسه با هدیه دریافت کردم در این تاریخ تولد: حال یکی از شرکت کنندگان در این تیم را کمک به وسایل نقلیه و باکال در دو Bottlenose دلفین ها, بازگشت به خانه اصلی خود را غلاف در تالاب رودخانه هند در خلیج پالم فلوریدا.

وسایل نقلیه و باکال دستگیر شده بود بسیاری از سال قبل از, و به طوری که اغلب رخ ما اعتماد حیوانات همتایان آنها فرستاده شده بودند به یکی از کسانی که سمت جاده آکواریوم که به نظر می رسد به نقطه چشم انداز فلوریدا و جایی که آنها به صرف بقیه زندگی خود را انجام برای مردم به جای frolicking و reveling در آزادی خود را.

پس از سالها تلاش به آنها دلفین داد در نهایت موفق به گرفتن اجازه بازگشت آنها را به خانه خود را.

من و همسرم شد غافل از دلفین ها’ گرفتاری تا زمانی که ما به عنوان خوانده شده که اتحاد مورد نیاز داوطلبان را به این موجودات دوست داشتنی به محیط زیست طبیعی خود را. ما نمی دانیم که آنچه که ما می توانید انجام دهید برای کمک به. ما فقط می دانستیم که ما می خواستیم به انجام هر کاری که ما می تواند.

به عنوان شانس آن را داشته باشد ما تا به حال دقیقا همان چیزی اتحاد نیاز: 24 پا پل موقت نظامی زدن قایق بود که نیاز به حمل و نقل وسایل نقلیه و باکال به مهار قلم در تالاب رودخانه هند که در آن وسایل نقلیه و باکال نگه داشته می شود تا زمانی که آنها می تواند باز آموزی به ماهی برای مواد غذایی خود را. پس از آن آنها خواهد بود منتشر شد به عضویت اصلی خود را غلاف. این طرح بود.

بسیاری از مردم درگیر در این کار انسان دوستانه انجام شد و هیجان به بخشی از آن مهم نیست که چگونه محیطی. داوطلبان انجام تمام کار سخت ساخت قلم تنظیم برای دلفین ها’ انتشار حمل و نقل آنها را از فلوریدای جنوبی به خلیج پالم فلوریدا.

در روز موعود خود را انتشار دلفین داد مردم در تلفن با ما در طول روز است.

تماس به ما به حرکت در آمد و در ساعت 9:30 p. m. فقط به عنوان سر من تا به حال ضربه زدن به بالش. خوب خواهد بود وجود دارد هیچ خواب در حال حاضر. وسایل نقلیه دلفین اول نبود و با توجه به رسیدن تا ساعت 3 صبح اما اتحاد مردم می خواستند قایق ما وجود دارد با 2 صبح در مورد آنها وارد شود.

هیجان coursing از طریق بدن من تقریبا بیشتر از من می تواند تحمل. در اینجا بود که شانس ما برای انجام کاری ارزشمند برای ایجاد اختلاف برای کمک به در اجازه دادن به وسایل نقلیه و باکال تجربه آزادی یک بار دیگر.

قبل از آن من تا به حال شده است در تلاش برای خواندن به استراحت در حالی که انتظار برای تماس تلفنی اما هر کلمه در صفحه به نظر می رسید برای گفتن بوژی و باکال. من تا به حال سعی کردم به تماشای تلویزیون اما متوجه شدم که من به دنبال در روی صفحه نمایش و دیدن چیزی. سر من پر شده بود با دو frolicking دلفین ها!

اما چه شد که غرش سر و صدا بود که به آرامی نفوذ من آگاهانه فکر ؟ البته من به طور ناگهانی می دانیم که صدا و…آن را رعد و برق! که نور است که من فکر می کردم دیدم میکنند ، بله رعد و برق. ما از رفتن به خارج در قایق ما را در ساعت 1 صبح در وسط یک فلوریدا طوفان رعد و برق.

ما وارد مارینا رو قایق ما در جریان است و مندرج در این هیجان یک عمر است. ما به آرامی ساخته شده راه خود را از طریق ترکیه نهر پناهگاه زور زدن چشم ما مطمئن شوید که هیچ گوسفند آبی بودند و در مورد. در نهایت ما رسیده breakwaters به تالاب رودخانه هند و متوجه ما بود فقط دیوانه به بیرون رفتن در یک قایق در ساعت اندکی از صبح در آب و هوای طوفانی با امواج توفنده دانستن ما خواهد بود در مورد پرتاب.

و پرتاب در مورد ما! من به خصوص شناخته شده برای من شجاعت اما من اشتیاق و تمایل قوی به بخشی از این تلاش تحت الشعاع ترس من.

به عنوان قایق پرتاب در مورد نورد از یک سمت به سمت دیگر و سپس ریزد تعظیم به استرن رعد و برق به من اجازه دیدن قدر از امواج. من قسم می خورم آنها 50 فوت قد. حداقل در من وحشت زده در ذهن آنها شد. همه من می دانم این است که آنها ،

ناگهان کمان نور به بیرون رفت. من را به جلوی قایق ضرب و شتم در, نور, امواج توفنده بیش کمان, ریختن آب نمک در من و سپس من می خواهم فرار به پناهگاه ما سخت بالا. سپس آن اتفاق می افتد دوباره.

پس از آن غیر قابل تصور اتفاق افتاده است. موتور ترک. در اینجا ما در وسط رودخانه در وسط شب به ذکر است در وسط یک کابوس با مردم با نگرانی در انتظار ورود ما با دو دلفین ها در خود را شارژ کنید.

یک بار دیگر عزم و مهارت شوهرم ما رو به بالا و در حال اجرا است. او در بر داشت مشکل آب در موتور. چه جای تعجب است.

سپس به طور ناگهانی به عنوان طوفان آمد و پس از آن ناپدید آبهای آرام بودند و ما در راه ما. در حال حاضر من می توانم شنیدن این آهنگ تم از “2001 یک اودیسه فضایی” در سر من. ما تقریبا وجود دارد. ما در حال رفتن به آن را. ما را!

وسایل نقلیه وارد اول بین 3 و 4 صبح تصمیم گیری ساخته شده بود در حال حاضر به صبر کنید تا زمانی که سپیده دم او را آزاد کند. باکال به دنبال بعد.

شوهر من و پسر من همراه با بسیاری از داوطلبان فوق العاده به آرامی قرار داده شده وسایل نقلیه بر روی برانکارد و سپس بر روی ما قایق سواری کوتاه به مهار قلم. پس از آن روند تکرار شد با باکال در پیوستن به وسایل نقلیه در قلم.

وسایل نقلیه و باکال در هفته را صرف اگر نه ماه بودن باز آموزی در تکنیک های ماهیگیری و بازدید توسط اعضای خود را از غلاف که شنا کردن به مهار قلم را به عنوان اگر استقبال از بازگشت دوستان قدیمی.

ای کاش این داستان در اینجا به پایان رسید با مقدار پیش بینی انتشار این دو ویژه دلفین ها, اما آن را نمی کند. برخی از غلط فرد یا افراد به احتمال زیاد فکر آنها انجام درست حداقل من امیدوارم که نیت خود را محترم بودند و نه مخرب و تضعیف به قلم در شب و قطع آن را به طوری که وسایل نقلیه و باکال می تواند فرار.

فرار کردند و ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که آنها به طور کامل آموزش دیده و آماده به خود را دوباره. هیچ لاشه دلفین خال خال شد در آب و تعداد کمی از داوطلبان و حتی کشف وسایل نقلیه و باکال شنا در تالاب شناسایی آنها توسط خود متمایز fin نشانه گذاری.

بنابراین ما می تواند امید است که این داستان در واقع باید fairy tale ending که همه ما امیدوار بودیم و خیلی سخت کار کرده است. من به یاد یک خط از یک جیمی بوفه آهنگ…”آمده است همراه اجازه دهید برخی از پاپ کار سخت انجام شده است.” در واقع آن کار سخت و پشتکار ساخته شده است که به این گروه امکان پذیر است و ما احساس اعتماد به نفس است که وسایل نقلیه و باکال در ادامه به سال های بسیاری از سرگرم کننده و مهمتر از همه آزادی!

[ad_2]